چهارشنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۹۰

گروگان گرفتن یک طفل خانواده مسیحی توسط مامورین اطلاعات

ماموران امنیتی اطلاعات، ضمن تهدید یك زوج مسیحی و به گروگان گرفتن نوزاد آنان از ایشان خواسته اند تا نسبت به همكیشان خود كه در زندان بسر می برند شكایتی را بنویسند.
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران "محبت نیوز" ، به نقل از وبلاگ حسین جدیدی، از وکلای پایه یک دادگستری ، یک زوج مسیحی‌ به نام های " ن " و "ک" که مدتی‌ قبل یک طفل بی‌ سرپرست را به فرزندی گرفته بودند، نیروهای اداره امنیتی اطلاعات برای استفاده از این طفل به عنوان اهرم فشار بر این خانواده مسیحی و دیگر نوکیشان مسیحی، این‌ کودک را از آنها پس گرفته‌اند.
ماموران امنیتی ضمن تهدید از آنان خواسته اند اگر چنانچه خواهان بازپس گیری فرزندشان هستند باید از دوستان نوکیش مسیحی‌ خود که در زندان اوین در بازداشت هستند ( اشاره به فرشید فتحی ) شکایت کنند .

حسین جدیدی از فعالان حقوق بشر كه تاكنون وكالت تعداد زیادی از نوكیشان مسیحی را  نیز بر عهده داشت ضمن تائید این خبر به خبرنگار "محبت نیوز" گفت : « این زوج مسیحی‌ سالها منتظر بودند تا طبق روال قانونی طفلی را به فرزندی قبول کنند، ورود این طفل بعد از سال ها به خانه آنان اتفاق بزرگی‌ برای این زوج مسیحی محسوب میشد، ولی‌ پس از  باز پس گرفتن طفل یا گروگانگیری توسط نیروهای امنیتی، خانم " ن " بدلیل فشار و ناراحتی‌ روحی‌ از این رویداد به بیمارستان منتقل شده است.
این گزارش کوتاه ولی‌ بسیار دردناک در حالی‌ منتشر شده که محمود احمدی‌نژاد که هم اکنون برای اجلاس سازمان ملل در نیو یورک بسر میبرد در مصاحبه‌ای با شبكه خبری NBC گفته است : "اقلیت‌های مسیحی‌ با آرامش در ایران زندگی‌ میکنند" .
اگر چه این اولین دروغ آقای احمدی‌نژاد نیست و مطمئنن آخرین نیز نخواهد بود ولی‌ برای روشن شدن اذهان عمومی‌ جا دارد چند سوال در خصوص این آرامش زندگی‌ که مسیحیان به قول ایشان در ایران دارند پرسیده شود :
۱- آیا گروگانگیری یک طفل فقط به خاطر ایمان خانواده او به عیسی مسیح آرامش است؟ آیا پریشان کردن یک خانواده که مدتهاست دل‌ به این کودک داده‌اند و  با استفاده از این طفل کوچک برای  رسیدن  به مقاصد سیاسی نشان از آرامش زندگی‌ مسیحیان است؟
۲- آیا بازداشت بیش از صدها مسیحی‌ در طول یک سال اخیر و شکنجه و بازجویی‌های طولانی فقط به خاطر باورهای دینی اشان  آرامش است؟
۳- آیا یورش به کلیساهای خانگی و اجتماعات کوچک عبادتی و پرستشی که در آنها فقط نام خدا برده میشود آرامش است؟
۴- آیا اهمیت ندادن به کلیساهای موجود در ایران و بستن و خراب کردن یک شبه آنها آرامش است ؟
۵- آیا بازداشت های طولانی مسیحیان حتا بعد از پرداخت میلیون‌ها ریال وثیقه را می توان از آن به عنوان آرامش اسم برد؟
۶- آیا بستن موسسات و انتشارات مسیحی‌ در ایران و یا عدم اجازه  چاپ و انتشار  کتاب مقدس ویژه مسیحیان آرامش است ؟
۷- آیا سوزاندن صدها جلد کتاب مقدس مسیحیان آرامش است؟
۸- آیا تهدیدات متعدد مسیحیان از سو‌ی رسانه‌ها دولتی و نیروهای امنیتی و حتا برخی‌ مراجع تقلید شیعه ، آرامش است؟
۹- آیا دادن حکم ارتداد برای مسیحیان آرامش محسوب میشود؟
۱۰- آیا تحت تعقیب قرار دادن مسیحیان در ایران و حتا خارج از کشور آرامش محسوب میشود؟
جامعه مسیحی‌ ایران در طول سالها هرگز آرامشی نداشته‌اند و همچنان مورد تهدید و فشار بوده اند، بسیاری از نو کیشان مسیحی‌ دستگیر و برای مدتها در بازداشت بوده اند، و تمام آنها با اتهامات واهی  چون ارتباط با بیگانگان و دیگر اتهامات امنیتی مواجه بودند، فشارها تا بحدی است که امروز حمل تعدادی کتاب مقدس در ایران و یا صحبت در مورد محبت خدا و عیسی مسیح جرم محسوب میشود و فضا برای مسیحیان واقعن تنگ و فشرده می‌باشد .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر